تبليغاتX
Navid Reyhani / نویـد ریحــانی
سه شنبه سیزدهم اردیبهشت 1390
سوگواره شهر و شهروند اهواز

سوگواره شهر و شهروند اهواز

 (نقدی بر جشنواره شهر و شهروند اهواز – اسفند ۸۹ – فروردین و اردیبهشت ۹۰)

 

- هدف از برگزاری جشنواره شهر و شهروند اهواز چیست؟

- عکاسی اهواز چه جایگاهی در عکاسی کشور دارد و این جایگاه تا چه حد در سیاست گذاری امور اجرایی این جشنواره مد نظر بوده است؟

- اقدام تحسین برانگیز شهرداری اهواز در تداوم این جشنواره و هزینه‌هایی که در این راه متحمل شده چقدر در عمل باعث رشد بیشتر این هنر در سطح شهرمان شده؟

- جشنواره‌ای با موضوع زادگاه‌مان اهواز به چه میزان توانسته باعث همدلی و ایجاد اعتماد متقابل در بین عکاسان شهرمان با سلایق گوناگون شود؟

 

در روزگاری که حداقل دو جشنواره عکاسی معتبر به بازتاب زندگی جاری در دو کلان شهر تبریز و مشهد می‌پردازند، اهواز هم به عنوان هفتمین کلان شهر ایران و یکی از قطبهای عکاسی ایران، با همت قابل تحسین شهرداری اهواز در تداوم این جشنواره دومین دورهٔ خود را با موضوعیت این شهر به پایان رساند. در زمانی که جشنواره‌های ملی تبریز و مشهد سهم عمده‌ای از پویایی و جامعیت خود را بی‌شک مدیون مشورت با عکاسان برجسته شهر خود پیش و در متن برگزاری جشنواره می‌بینند، در شهر ما فراخوان همچون تیری از غیب یک شبه به قلم یک نفر نوشته می‌شود، دو سه نفر داور می‌شوند، برای رسیدن آثار ضرب العجل تعیین می‌شود، هیچ اردوی عکاسی یا کارگاه عکسی آنچنان که در جشنواره‌های تبریز و مشهد دیده بودیم در برنامه‌ها دیده نمی‌شود، آثار به طرزی عجیب اما قابل پیش بینی داوری می‌شوند و اکثر برگزیدگان کسانی معرفی می‌شوند که همواره به عنوان بالهای چپ و راست دبیر جشنواره شناخته می‌شوند.

و در این بین از نام بنده و بسیاری از عکاسان این شهر که پیش‌تر به صورت علنی عدم رغبت به شرکت در چنین جشنواره‌ای را به دلیل مشغله‌های شخصی اعلام کرده بودیم تنها جهت بالا بردن پرستیژ جشنواره و زیاد کردن سیاههٔ اسامی شرکت کنندگان استفاده می‌شود. و کسی نیست که چشم در چشم دبیر جشنواره بدوزد و بگویید‌ ای کاش آن روزی که شما با ما تماس می‌گرفتید و بر شرکتِ حتی یک یا دو فریم از عکسهای ما در جشنواره اصرار می‌کردید، می‌دانستیم که شما دل در گرو‌‌ همان نامهایی دارید که همیشه از آن‌ها به عنوان عکاسان بر‌تر استان نام می‌برید و نهایتاً همان‌ها را از جعبه سیاه جشنواره بیرون خواهید آورد. جنبهٔ تلخ این طرفداریِ همیشگی و علنی شما نه آن اسامی خاص بلکه روش گلچین کردن شماست که همیشه در بین عکاسان خبرگزاری‌ها و روزنامه‌ها به دنبال عکاسان بر‌تر این شهر گشته‌اید. متاسفم که بعد از گذشت چندین سال از بالندگی عکاسی اهواز هنوز متوجه نشده‌اید که امروز «عکاسی اهواز» را نه با عکاسیِ خبریش بلکه با عکاسی خلاق و مستند اجتماعیِ پویایش می‌شناسند. اگر امروز کتاب دومین جشنوارهٔ اهواز آیینه تمام نمای شهرمان نیست به دلیل همین نگاه تنگ نظرانه و باندبازی علنی شماست. بد نیست برای نمونه نگاهی بیندازید به مجموعه عکس‌های عکاس جوان شهرمان، امیر کردونی تا ببینید آیا کتاب جشنواره با شرکت تمام عکاسان اهواز تمام ابعاد این شهر را دیده است یا این عکاس جوان به تنهایی نمای کاملتری از شهر را پیش چشم مخاطبان می‌گشاید؟(لینک مجموعه عکسهای کردونی از اهواز در یکسال گذشته )

نگاهی به کتابی که نتیجه سیاست گذاری شماست بیندازید، چند بار نمای تکراری کارون و چند قایق شناور در آن تکرار شده؟ (صفحات ۲۱-۲۸-۴۳-۴۴-۶۹-۸۳-۹۱-۹۲-۹۴-۹۸-۱۰۹) چند بار از لنز سوپر واید که به طور معمول فقط در دست عکاسان خبری دیده می‌شود در عکسهای منتخب استفاده شده است؟ به نظر می‌آید واید‌تر بودن لنز معیاری برای بهتر بودن عکس‌ها بوده است!

چند عکس با موضوع آب گرفتگی معابر و آلودگی کارون در بین عکس‌ها هست؟ حتماً افتخار می‌کنید که آنقدر نسبت به شهرداری انتقاد پذیر بوده‌اید که این حجم وسیع از عکسهای انتقادی را به کتاب راه داده‌اید! اما هیچگاه فکر نکردید این آسان‌ترین برخورد برای داوری عکسهاست، نه جسارتی در انتخاب آثار و موضوعات مرتبط به اهواز داشته‌اید و نه توانسته‌اید یک عکاس جدید را در خلال این جشنواره کشف و معرفی کنید. تنها دستاوردتان تقلب‌های آشکار در بخش عکاسان آماتوریست که قرار بود امید آیندهٔ عکاسی این شهر باشند.

نگاهی به این عکسها بیندازید


 

یکبار با اسم میلاد معصومی در سایت شخصیش و یکبار با اسم مهدی معصومی در کتاب جشنواره!

یکبار با اسم میلاد معصومی در سایت شخصیش و یکبار با اسم شهرزاد عیدی مراغه در کتاب جشنواره!

اجازه بدهید به همین دلایل روشن به عکس برگزیده سوم در بخش آماتوری هم که بنام علیرضا معصومی در کتاب به چاپ رسیده، بدگمان باشیم!

حال نگاهی به عکس نفر اول جشنواره در بخش آماتوری بیندازید، عکسی در شب با دوربینی با کیفیت بالا و با لنزی سوپر واید گرفته شده که تنها در دستان عکاسان خبری شناخته شدهٔ اهواز قابل مشاهده است تا عکاسان آماتور خبری یا غیر خبری که حتی اسم ایشان را تا حالا نشنیده بودم. از شایعات فراوانی که در مورد صاحب اصلی این عکس هست به دلیل عدم وجود اسناد کافی می‌گذرم.

آقای مسعودیِ عزیز، از این نکته غافل مانده‌اید که چنین جشنواره‌ای بیش از آنکه برای عکاسان حرفه‌ای ما مهم باشد برای کشف، معرفی و ارتقای اعتماد بنفس عکاسان آماتور، جوان و جویای نام ما مهم است. عکاسان مطرح شهر ما شهرت و جوایز خود را با موفقیت‌هایشان در جشنواره‌های کشوری و بین المللی یافته‌اند. این میزان تقلب و دخالت روابط دوستانه در تقسیم جوایز بخش آماتور جز باندبازی و بی‌اهمیت شمردن آینده عکاسی این شهر هیچ معنایی نمی‌تواند داشته باشد.

در بخش حرفه‌ای تمامی عکاسان حاضر دوستان صمیمی بنده نیز هستند و گلایه‌ها نه از آن‌ها بلکه از داورانی است که با بدیهی‌ترین فاکتورهای تمایز عکس خوب و خوب‌تر، و کمترین جسارتی برای انتخابی تاثیرگذار غریبه بوده‌اند.

عکس مسعود رضایی را در برابر تمام عکسهای این کتاب قرار دهید، حادثه‌ای که در عکس اتفاق افتاده نه فقط افتادن جوانی ماجراجو از بالای پل سفید و مرگ او، بلکه حکایت تمام شادی‌های کوتاه و غمهایی ست که بر شهری شلوغ، چند فرهنگی، صنعتی با آمار بزهکاری بالا و بدون زیرساختهای رفاهی برای بروز شادیِ جوانانش می‌گذرد. شاید مشکل اینجاست که در بین گروه داوری ازعکاسان جوان و موفقِ این شهر فردی را بین خود راه ندادید، اگرنه می‌دانستید که پیام این عکس به مراتب مهم‌تر و ریشه‌ای‌تر از ورود فاضلاب‌ها به بستر کارون است که عکاسان مختلف با لنزهای مختلف آن را بار‌ها نمایش داده‌اند. شاَن برگزیدگان یک جشنواره باید بسیار بالا‌تر از این باشد که عکسی چنین متفاوت و تاثیرگذار در بین آن‌ها راهی نداشته باشد.

چرا در کتاب عکس اهواز فقط معدود عکسهای به واقع حرفه‌ای چون این دو عکس جایر احمدی و میعاد آخی را باید ببینیم؟ بد‌ترین جواب بی‌شک این خواهد بود که بضاعت عکاسی اهواز همین بوده است!

همین بی‌سلیقگی هاست که باعث می‌شود عکس علی سراج همدانی (که به اشتباه در کتاب نجمه وصفی ثبت شده) برگزیده بخش نشاط و شادمانی در فضای شهری نباشد، عکسی که با تکیه بر قواعد کلاسیک عکاسی و نگاه تیزبین عکاس شور و نشاط را در فضایی کاملا قابل لمس و البته بدیع نشانمان می‌دهد. در این بخش هم عکسی برگزیده شده که تنها خاطرهٔ رفاقت نزدیک عکاسش و دبیر جشنواره را در ذهن زنده می‌کند، وگرنه از مقوله زیبایی‌شناسی کمترین بهره‌ای نبرده و بیشتر اسنپ شاتی است که در بخش آماتوری قابلیت پذیرش دارد نه در بخش حرفه‌ای.

جناب آقای غلامرضا مسعودی، جواب آخرین سوالی که در پیشانی این متن ارائه کردم بی‌شک منفی است. اگر توانسته بودید باعث همدلی و اعتماد متقابل در بین عکاسان این شهر با سلایق مختلف باشید، اینک بنده به عنوان فردی که بیشترین تلاش را در ۳-۴ سال اخیر برای هویت بخشی به عکاسی خلاق این شهر کرده‌ام، دلیلی برای نوشتن این متن نمی‌دیدم. بلکه شما را فردی با سلیقه‌ای متفاوت اما با دیدی همه جانبه نگر در رویدادهای عکاسی استان قبول می‌کردم. اما امروز با خود عهد بستم در هر رویداد هنری که شما داور یا مجری آن باشید شرکت نکنم، تمام عکاسانی که برای تولیدات هنری خود ارزشی بیش از رقابت‌های کور قائل باشند بی‌شک همین رویکرد را در آینده دنبال خواهند کرد.

 

به امید پیشرفت همه جانبه شهر عزیزمان، اهواز

نوید ریحانی

۹۰/۲/۱۲


-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

هرگونه استفاده یا نقل قول از این مطلب در خبرگزاری‌ها و روزنامه‌ها تنها با اجازه نویسنده مقدور می‌باشد.